..GONJISHGAKAM CHERA TANHAM MIZARI..  ** درد دل عاشـق و معـشوق**
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1386

کودک دست زبر و پینه بسته پدر را در دست گرفت

 و پرسید:بابا دستت رو اووف کردی؟

 پدر با چشمانی لرزان به چشمان معصوم فرزند

نگاهی کرد و گفت:آره بابا...!

کودک پرسید:بابا چرا دستت رو اووف کردی؟!!!

 پدر اشک چشمانش را پاک کرد و گفت:

چون تو نون دوست داری...!

 کودک پدر را در آغوش گرفت و گفت:

بابا من دیگه نون دوست ندارم.دوست دارم دستت

 خوب بشه. قول بده دستت خوب می شه؟!!!

پدر با دلی پر از اندوه و چشمانی پر از اشک

 از خانه بیرون رفت.

آری این گونه باید زیست...

   با دستانی پینه بسته و دلی پر ز اندوه...

                                  

..GONJISHGAKAM TANHAM NAZAR..